محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

409

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

امام عليه السّلام ، تنها براى انگيزه‌هاى دينى و وجدانى در كنار امام عليه السّلام مىجنگيدند و در نتيجه آنان همگى آزاده بوده و امام عليه السّلام سلطه‌اى بر آنان نداشت . » « 1 » ( المبتلى بهم أمراؤهم ) در شرح ابن ابى الحديد آمده است كه : « متكلمان معتزلى گفته‌اند كه هيچ كس تاكنون سياست و تدبيرى به نيكويى على عليه السّلام نداشته است ؛ زيرا او با داشتن رعيتى پراكنده و سپاهى نافرمان توانست بر ناكثين و مارقين چيره شده و بر بسيارى از سختىها و دشوارىها پيرو گردد . » « 2 » ( صاحبكم يطيع اللّه و أنتم تعصونه ) على عليه السّلام باداشتن خدا از آنان و هرچيز ديگرى بىنياز بود و اگر مىخواست از خدا نافرمانى كند ، آن‌گاه خواسته‌هايشان را اجابت كرده و آنان را مطيع خويش مىساخت . ( و صاحب أهل الشّام يعصي اللّه و هم يطيعونه ) معاويه نافرمانى خدا مىكند و خواسته‌هاى مردم را اجابت مىكند و اگر او مىخواست خواسته‌هايشان را ناديده بگيرد ، آنان نيز مانند مردم عراق مىشدند . ( لوددت و اللّه أنّ معاوية صارفني بكم صرف الدّينار بالدّرهم ) اگر مردم عراق و شام را جابه‌جا مىكرديم ، در آن صورت مردم عراق در فرمان‌بردارى معاويه مانند مردم شام مىشدند و مردم شام نيز براى امام عليه السّلام مانند مردم عراق و شايد نافرمان‌تر و سركش‌تر مىشدند . راز اين ماجرا در آن است كه سياست معاويه بر رشوه و خريدن افراد استوار بود و سياست امام عليه السّلام بر مبناى حق و عدل قرار داشت و شكى نيست كه ثروت عامل گردش دلها است . انسانهاى فرصت‌طلب با گرفتن مال به فرمانبردارى و اطاعت مىگرايند . خطيب مىگويد : « ثروت در ابتداى دعوت به اسلام يكى

--> ( 1 ) . عليّ بن ابى طالب عليهما السّلام بقية النبوّة و خاتم الخلافة : 482 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 7 / 73 .